X
تبلیغات
رایتل

رانـده شـده

از در تو رانده شدم ، بی کس و درمانده شدم
یار رقیبان شده ای ، از چه برانی تو مرا
رخت ببستی ز برم ، طائر بی بال و پرم
خنده به اغیار کنی ، ازچه برانی تو مرا
جان و دلم باخته ام ، با غم تو ساخته ام
میل تو با یار دگر ، ازچه برانی تو مرا
عاشق و دل سوخته ام ، چشم به در دوخته ام
دست تو در گردن غیر ، ازچه برانی تو مرا
ناز تو با جان بخرم ، سینه تنگم بدرم
عشوه به بازار کنی ، ازچه برانی تو مرا
مرغک شوریده سرم ، در پی تو دربدرم
ناز رقیبان بخری ، ازچه برانی تو مرا
چیست مرا جرم و گناه ؟ هم نکنی نیم نگاه ؟
رحم نیاید دل تو ! باز برانی تو مرا

فرانک خلیلی